تبليغاتX
به وبلاگ تنها و بی کس خوش آمدید .


به وبلاگ تنها و بی کس خوش آمدید .





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

آخرین حرف
سلام به تمام دوستان من

این پست آخرین پست و پایان کار این وبلاگ هست .

فقط اومدم از همه شما دوستان که اومدید وبلاگ رو دیدید و (نظر ندادید  ) تشکر کنم .

یک شعر برای اون کسی که می دونم میاد و وبلاگ رو نگاه می کنه (خودش می دونه) گذاشتم .

آخه چه جور دلت اومد                   تنهام بزاری و بری

آخه مگه حرفی زدم                      زخم زبونی من زدم

آره همش بهونه بود                      مسئله یار دیگه بود

دلت هوایی شده بود                    کارم از کار گذشته بود

......................

برو با یارت عزیزم                          رها کن این تنه منو

الهی صد ساله بشه                     عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده                        یارت رو تنها نزاری

که مثل من اثیر بشه                    آواره از خونه بشه

.....................

منم یه قول بهت می دم                 یه روز فراموشت کنم

قلبم رو سنگیش بکنم                   عشقت رو خاکستر کنم

اگه یه روز خواستی گلم                کسی رو نفرینش کنی

بگو که مثل من بشه                    زجر جدایی بکشه

به امید دیدار اون کسی که هیچ وقت ندیدمش . (روز قیامت ببینمش)

با تشکر از همه دوستان

همیشه عاشق باشید و با عشق زندگی کنید .

خدا نگهدار برای همیشه

 


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه یازدهم آبان 1387 در ساعت: 11:50
|+|

سلام به دوستان
سلام به همه دوستان گل

به دلیل سنگین شدن این وبلاگ داستانهای عاشقانه این وبلاگ به وبلاگ

www.dastane-eshgh.blogfa.com انتقال داده شد .

 با تشکر ازهمه شما دوستان گل

راستی نظر یادتون نره ها


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: چهارشنبه هشتم آبان 1387 در ساعت: 20:2
|+|

دلم گرفته

دلم گرفته است . مثل همیشه به آسمان نگاه می کنم و با نگاهم با آسمان سخن می گویم امام هیچ کس جواب مرا نمی دهد .


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 در ساعت: 9:48
|+|

کوچه باغ

چندیست که کسی

پا به کوچه باغ

تنهایی من نگذاشته

 


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 در ساعت: 9:41
|+|

چند مطلب جالب و خواندنی

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

...........................................................................

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

...........................................................................

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

...........................................................................

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

...........................................................................

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

...........................................................................

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

...........................................................................

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 در ساعت: 9:33
|+|

درد دل با ....
دلم مبتلا به درد تنهایی شده . 

گلوی کوچکم بقضی بزرگ گرفته که دارد می ترکد .

دلم می خواهد زیر گریه ابرهایی که برای حال من می گریند فریادی زنم . فریادی  که تمام عاشقان و معشوقان و تمامی دلتنگ ها بشنوند . بشنوند که چرا در این دنیای بزرگ که ما در آن هستیم ستاره ای نمی تواند ستاره دیگرش را پیدا کند و باید فریاد دل تنگی سر دهد .

خدایا این ستاره را یاری کن تا ستاره دیگرش را پیدا کند .  

باشد روزی که هیچ ستاره ای تنها نباشد .  آمین


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: جمعه بیست و ششم مهر 1387 در ساعت: 15:31
|+|

درد دل

خسته ام خسته . خسته از همه چیز . خسته از هر چیزی که فکرش رو بکنی .

خسته از این دنیا . از این دنیا که یه خورده مرام و معرفت نداره . دنیایی که توش باید به اجبار زندگی کرد . زندگی ای که هیچ چیزش رو نمی فهمی بجز درد و بدبختیش .

خسته از زندگی . از این زندگی پوچ و بی چیز . از این زندگی که هیچ چیزش معلوم نیست یک روز خوب ده روز بد . یک روزه خوبش هم که اینقدر زود میگذره که هیچ چیز ازش نمی فهمی .

خسته از به ظاهر خندیدن . می خندم تا کسی ندونه که به من چی مگذره .

به قول یه دوست عزیز

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد . ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم . به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم .

خوب دیگه قسمت من هم اینجوریه .

امیدوارم که زود از این زندگی خلاص شم .


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 در ساعت: 15:1
|+|

زندگی عاشقانه

زندگی عاشقانه سه مرحله است

زمانی که به کسی که دوستش داری نتونی بهش بگی

دوستت دارم

زمانی که در زندگیت همیشه یک قسمت داری

تنهایی

و اما زمانی که از زور تنهایی همش یه آرزو داری

مرگ


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 در ساعت: 13:19
|+|

 گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که صبر کن و گوش به من دار گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خو بيست ولي تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه بیستم مهر 1387 در ساعت: 9:47
|+|

کاش

کاش دوستی ها مثل رابطه دست و چشم بود وقتی دستت زخم میشه چشمت گریه میکنه و وقتی چشمات گریه میکنند دستات اشکات رو پاک میکنند


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 15:15
|+|

سوال ؟

در دنیایی که خندیدن جرم است.نگاه کردن گناه است.بوسیدن ناپاکی است.محبت کردن مزاحمت است به من بگو پس چگونه ثابت کنم که دوستت دارم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
 


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 15:13
|+|

پروردگارا !

پروردگارا! توفيقى مرحمت فرما كه پيش از بسته شدن درهاى توبه ، توبه كنيم و به سوى تو باز گرديم . خداوندا! لياقتى مرحمت كن كه مشمول شفاعت پاكان و نيكان شويم . خداوندا! حسن عاقبت كه از برترين نعمتهاى تو است از ما دريغ مدار. آمين يا رب العالمين


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 15:9
|+|

وقتی کسی نیست ...

 وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده ...


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 15:7
|+|

برای عشق ...

love

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 14:59
|+|

زمان !

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 14:51
|+|

اي كاش

اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي غريب چقدر دلم بهانه تو رو مي گيره

اي كاش مي دونستي كه اين روز ها چقدر دلم هواي با تو بودن رو كرده

اي كاش مي دونستي كه توي اين روزهاي بي تو چقدر دلم گرفته

اي كاش مي دونستي كه چقدر دلم هواي ضرب آهنگ صدات و اون صداي دلنشين قدمهات رو كرده

اي كاش مي دونستي كه چقدر دستم گرمي دست هات و گوشهايم گرمي اون صدات رو كم داره

اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي بي تو چقدر دلواپس تو ام

اي كاش مي دونستي كه بي لطف حظورت چقدر تنهام

اي كاش مي دونستي كه چقدر خسته و چقدر به حضور گرم و سبزت محتاجم

اي كاش بدوني كه چقدر توي اين روزهاي بي تو آرزوي با تو بودن رو دارم

اي كاش تو همه روزهاي تنهاييم پيش من بودي و من تنها نبودم

اي كاش با حضور سبزت خونه دلم رو روشن تر مي كردي نه تاريك و ويران

اي كاش واقعا بودنم رو باور داشتي

اي كاش تركم نمي كردي و تنهام نمي زاشتي .

 


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: دوشنبه پانزدهم مهر 1387 در ساعت: 15:46
|+|

عنوان رو نمي دونم چي بذارم

اين روزها نمي دونم چه حالي دارم .

دوست ندارم به هيچ چيز و هيچ كسي بخندم . همش دوست دارم تو خودم باشم .

شبها تا دير وقت بيدارم وقتي هم كه مي خوام بخوابم مثل ديوونه ها مي مونم .

هر شب گلوم رو بغض بزرگي مي بنده و نمي توتنم با كسي صحبت كنم چون اگه بخوام صحبت كنم اين بغض بزرگ متلاشي مي شه .

هر شب گوشه بالش زير سرم پر از اشك مي شه . گريه هاي بي صدا مي كنم تا كسي نفهمه من چمه . اگه كسي هم بفهمه هيچ وقت نمي تونه من رو درك كنه .

خوب قسمت من هم اين جوري رقم خورده كه هميشه تك پر باشم .

هميشه فكر مي كرد كه اين تنهايي و اشك هاي من روزي به خنده تبديل مي شه اما حالا بايد باور كنم اصلا خنده هم به من نيودمده .  


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: دوشنبه پانزدهم مهر 1387 در ساعت: 15:3
|+|

حرف ....

با سلام به همه دوستان و عاشقان گلي كه من رو همراهي مي كنند .

درود بر تو اي عاشق تنها .

درود بر تو اي كه تو هم مثل من هميشه تك پر هستي .

اين پست رو نمي دونم براي چي گذاشتم .

گفتم بيام حرف دلم رو بزنم اما وقتي كه شروع كردم به نوشتن همه چيز از يادم رفت .

حرف هاي خيلي زيادي دارم كه دوست دارم براتون بگم اما نمي دونم چرا همشون موقع زدن حرف از يادم مي رن . مي دونيد تمام حرفهاي من از غم دوري و تنهايي و بي كسيه

من رو ببخشيد اگه با اين حرفهام شما ها رو مي رنجونم اما من سنگ صبورم شمائيد و هيچ سنگ صبور ديگه اي ندارم .

مي دونم كه شما ها هم من و درك مي كنيد چون يه عاشق هستيد .

هميشه عاشق بمانيد و عاشق زندگي كنيد .

سپاس گذارم .

 


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: یکشنبه چهاردهم مهر 1387 در ساعت: 14:23
|+|

نشستم گريه كردم

نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:22
|+|

روزي

روزي عشقت رو دزديدم و براي اينكه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم كردم اما نمي دونستم كه يه روز براي اينكه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شكني


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:20
|+|

شانه ام

شانه ام را تكيه گاه گريه مي كنم ! اما ، از ياد نبر ! بي باران ! در اين روزهاي ناشاد دوري و درد، هيچ شانه اي ، تكيه گاه رگبار گريه هاي من نبود ! هيچ شانه اي !؟


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:16
|+|

نامه اي به يار

عزيزم
قلب من رو به تو پرواز مي كند
مرا ببخش ! از اين جرم بزرگ كه دوستي است و جنايت ها به مكافات آن رخ مي دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزيزم» خطاب كرده ام ، تعجب نكن . خيلي ها هستند كه با قلبشان مثل آب يا آتش رفتار مي كنند . عارضات زمان ، آن ها را نمي گذارد كه از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ي طبيعي را در خودشان خاموش مي سازند .
اما من غير از آن ها و همه ي مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبيعت به من داده ، به قلبم بخشيده ام . و حالا مي خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزواي خود به طرف تو پرتاب كنم و اين خيال مدت ها است كه ذهن مرا تسخير كرده است
مي خواهم رنگ سرخي شده ، روي گونه هاي تو جا بگيرم يا رنگ سياهي شده ، روي زلف تو بنشينم من يك كوه نشين غير اهلي ، يك نويسنده ي گمنام هستم كه همه چيز من با ديگران مخالف و تمام اراده ي من با خيال دهقاني تو ، كه بره و مرغ نگاهداري مي كنيد متناسب است
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
اما هيهات كه بخت من و بيگانگي من با دنيا ، اميد نوازش تو را به من نمي دهد ، آن جا در اعماق تاريكي وحشتناك خيال و گذشته است كه من سرنوشت نامساعد خود را تماشا مي كنم

دوست كوه نشين تو


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:11
|+|

تنهايي

قاصدك روي سنگفرش خيابون در انتظار يك دست ، يك فوت اين همه رهگذر ! كسي پيامي نداره براي كسي ؟ قصه اين همه تنهايي رو قاصدك به كجا خواهد برد ؟


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:6
|+|

خيلي دوستت دارم

خيلي دوستت دارم.تو بهترين اميدهارو در قلبم اينستال کردي.عکستو در بک گراند قلبم قرار دادي.تو روي قلبم با ملايمت کليک کردي.عشق را در زندگي من ريست کردي و تمام غمهام رو شيفت ديليت کردي.من هر جا باشم قلبم به تو کانکته.عشق تو قلب و مغز منو هک کرده.اسم تو در جاي جاي وجودم ادد شده يه جوري که قابل ايگنور نيست


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 10:1
|+|

درد ودل ...
 

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 9:48
|+|

وقتی ...

دوست داشتن

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم...


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 9:44
|+|

بیچاره دخترا ...

وقتی یه پسر به دنیا میا د می گن 7 تا بشه وقتی یه دختر به دنیا میاد میگن اسمش رو بذارین دختر بس. وقتی پسر می خواد مدرسه بره براش چیزی قربانی میکنند اما دختر حق درس خوندن نداره.برای دانشگاه پسر جشن می گیرن اما در همون موقع دختر باید بچه داری کنه.

پسر هر وقت دوست داشت می تونه از فرد مورد علاقه اش خواستگاری کنه اما برای دختر باید جادوگر و رمال دعا کنند تا یک شوهر کور و کچل گیرش بیاد. پسر می تونه دوست از جنس مخالف داشته باشه ولی دختر اصلا نباید احساس داشته باشه.

پسر هر وقت جیبش خالیه می تونه بره کار کنه حتی حمالی اما دختر برای دوزار پول باید منت پدر و برادرش رو بکشه.اگه دل پسرا گرفت می تونن نصف شب تو خیابون قدم بزنن حتی اگه جایی رو نداشتن توی خیابون بخوابن اما دختر اگه دلش گرفت باید زیر پتو گریه کنه.

پسر تو هر سنی می تونه زن بگیره اما دختر که شد بیست باید به حالش گریست...............


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه یازدهم مهر 1387 در ساعت: 18:55
|+|

13 راه براي بهتر زيستن...

۱. دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
۲. هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
۳. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
۴. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
۵. بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
۶. هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
۷. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
۸. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
۹. شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
۱۰. به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
۱۱. هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.
۱۲. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
۱۳. زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه یازدهم مهر 1387 در ساعت: 17:21
|+|

رفتی ...
 

تـوي قـانون جـدايي ، بـي تـو خـنده قـدغن شد/ رفــتي و هـق هـق گـريه، از تو تـنها سهم من شد/ رفــتي و بي تـو بـريـدم ، از هــمه عـالـم و آدم/ بـاقـيه عـمرم و بي تـو، مـن بـه بـاد و گـريـه دادم/ رفتي و گرفتش از من ، رفـتـنت هرچي كه داشتم/ كاشكي بودي وقت گريه، سر رو شونه هات مي ذاشتم/ حـالا نـيستي كـه بـبـيني، بي تـو سـرد روزگـارم/ مـثل مـحكوم بـه گـريه ، حـق خـنـديدن نـدارم


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه یازدهم مهر 1387 در ساعت: 16:33
|+|

می گویند ...
tanhavabikas

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان که تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم کردي من لحظه لحظه عاشقت شدم


نويسنده: تنها و بي كس مورخ: پنجشنبه یازدهم مهر 1387 در ساعت: 16:28
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس